عطا ملك جوينى
202
تاريخ جهانگشاى جوينى ( فارسى ) ( ط دنياى كتاب )
شده بودند و رجوع ايشان با آن متوطّن قزوين بود ، حسن صبّاح از دهدار بو على استمداد نمود او « 1 » از مردم كوه بره « 2 » و طالقان جماعتى را تحريض « 3 » كرد و از قزوين جهت او اسلحه و آلات حرب فرستاد تا « 4 » f . 162 a مردى سيصد ازيشان بمدد حسن صبّاح آمدند « 5 » و خود را بر الموت افكندند و بمعاونت مقيمان الموت و مظاهرت قومى از مردم رودبار كه از بيرون قلعه با ايشان مواضعه و ميعاد نهادند در آخر شعبان اين سال يك شب شبيخون بر لشكر ارسلانتاش « 6 » زدند و بتقدير الهى لشكر ارسلانتاش « 6 » منهزم شدند و از « 7 » الموت برفتند و با خدمت ملكشاه شدند ، سلطان ملكشاه « 8 » از آن متفكّر گشت و در انديشهء استيصال آن طايفه « 9 » ايستاد ، خود روزگار « 10 » به آخر رسيده بود از وفات او تعويق در تدبير قمع آن مخذولان افتاد و فتنهء ايشان قوى شد ، و هم در اوايل سنهء خمس و ثمانين و اربعمائة « 11 » اميرى ديگر را از خواصّ او نامش غزل سارغ « 12 » نامزد دفع ملاحدهء قهستان كرد و لشكرهاى حدود خراسان را بمتابعت و مظاهرت او فرمود ، غزل سارغ « 12 » آن جماعت را در حصار
--> ( 1 ) آ ج ى ل م « او » را ندارند ، ( 2 ) كذا فى اكثر النّسخ ، آ س : كونره ؟ ؟ ؟ ، ( 3 ) كذا فى اكثر النّسخ ، د ل : تحريص ( با صاد مهمله ) ، ( 4 ) آ ح : تا ؟ ؟ ؟ ، د س : با ، ( 5 ) ح : آمد ، ( 6 ) كذا فى ج فى الموضعين ، باقى نسخ بىنقطه يا با تنقيط ناقص يا فاسد ، - رجوع بص 201 س 3 ، ( 7 ) ح افزوده : باى ( - پاى ) ، ( 8 ) آخر سقط بزرگ ز ، رجوع بص 199 حاشيهء 7 ، ( 9 ) ز ط س افزودهاند : طاغيه ، ( 10 ) د ط افزودهاند : او ، ( 11 ) « و اربعمائة » فقط در ج ، ( 12 ) آ : عزل سارغ ، و غزل سارع ، در باقى نسخ جزء اوّل اين كلمه باختلاف : غزل ، و قزل ( مگر ز كه « قول » با واو دارد ) ، و كلمهء دوم : سارغ ، و ساريغ ، و سارق ، با تنقيط كامل يا ناقص مسطور است ،